عربي به خط ويزيگوتي موجود در ليدن بر روي كاغذ نوشته شده است. اينها از سدهٴ دهم يا آغاز سدهٴ يازدهم هستند.1
روشن است كه كاغذ از طريق مردم عربزبان به جهان مسيحيت راه يافت و مهمترين مجراي ورود آن مغرب بود. در اواخر سدهٴ دوازدهم، تنها در شهر فاس حدود چهارصد كارگاه كاغذسازي وجود داشت. مهمترين مركز كاغذسازي در اسپانيا شهر شاطبه در نزديكي بلنسيه بود و كاغذ شاطبي در جهان اسلام شهرت زيادي يافت و تا مصر صادر ميشد؛ آن را در ميان آثار عربي ميتوان با تهنقش آن شناخت. شاطبه تا سال 1238 ـ 1239م/636 ـ 637 ه ق كه بهدست هيماي اول آراگوني گشوده شد، يك شهر اسلامي بود. شغل كاغذسازي در دست يهوديان بود و گواه آن فرمانهاي هيماي اول در سالهاي 1238م/636 ه ق و 1273م/672 ه ق است.2 عجيب است كه يكي از نخستين اشارات واقعي به كاغذ در غرب در رسالهاي در رد يهوديان، تأليف پيير معزز، مدير صومعهٴ كلوني (دوازدهم ـ 1)، يافت ميشود.
اين درخور توجه است كه زبانهاي غربي انتقال كاغذ توسط اعراب را به غرب بهروشني نشان نميدهند. اين پردهپوشي بهخاطر آن است كه كاغذ بهغلط با پاپيروس يكي دانسته شده و اين به خاطر كاركرد يكسان آنها بود. و از سوي ديگر براي اين محصول تازه لغت عربي خيلي گيرايي وجود نداشت. قرطاس (جمعش قراطيس) از لغت يوناني kartos معرف پاپيروس بود (از جمله در قرآن، سورهٴ 6، آيهٴ 7 [و همان سوره، آيهٴ 91]) براي كاغذ هم بهكار رفت. ورق (جمعش اوراق) در اصل به معني برگ بود (همچنانكه معادلش Liber) و در ميان ورق چيني (ورق صيني)، كه از الياف علوفه (حشيش) ساخته ميشد، با ورق خراساني، كه از كتان بود، فرق ميگذاشتند. مشخصترين واژه براي آن لفظ فارسي كاغد يا كاغذ بود.3 (كه در عربي جمعش كواغذ) و در تركي نيز پذيرفته شد (كاغذخانه يا بهطور عاميانه كياتهانه بر كرانهٴ اروپايي تركيه در نزديكي استانبول بدين نام خوانده شد زيرا زماني يك كارگاه كاغذسازي در آنجا بوده است)، منشأ واژهٴ كاغذ احتمالاً در آسياي ميانه يا چين است. با اين حال، يك واژهٴ عربي وجود دارد كه در كار كاغذ عموميت چشمگيري يافته و منشأ عربي اين صنعت را در غرب ثابت ميكند و آن